یادداشت زیر را کریم بخش کردی تمندانی خطاب به علی کرد نماینده خاش منتشر کرده است که آن را می خوانید.
به گزارش میار، متن یادداشت را در زیر می خوانید: “بگم، بگم” در سالهای اخیر وارد فرهنگ سیاسی ما شد، زمانی که مردم از فساد مسئولان خسته بودند، پوپولیستی وارد عرصه سیاست شد و با کلیدواژه "بگم بگم" توانست هشت سال بر اریکه قدرت بنشیند و امروز کشور و ملت تاوان همان فریب “بگم، بگم” را پس می دهند.
متاسفانه “بگم، بگم” در حال تبدیل شدن به یک اندیشه در سیاست می شود تا هر منتقد و مطالبه گر را با اتهامات واهی وادار به سکوت کنند و تازه ترین آن در شورای اداری شهرستان خاش توسط نماینده مجلس زنده شد.
در فرهنگ “بگم، بگم” متاسفانه بیشتر یک معلم هدف قرار می گیرد و علی کرد نماینده محترم مردم هم در این “بگم، بگم” یک معلم را به عنوان سیبل تهمت انتخاب کرد و بدون هیچگونه دلیلی، بی رحمانه بر او تاخت.
آقای علی کرد چند صباحی معلم بودید و نباید قدرت و سیاست موجب می شد اخلاق و منش معلمی را از یاد ببرید. معلم زیر خط فقر زندگی می کند اما هرگز باجگیر نمی شود .
نماینده محترم هدف از نوشتن این مطلب فقط دفاع از همه معلمان و دانش آموزان است تا اطمینان یابند که معلم هرگز آبرو و حیثیت آنان را به خاطر مطاع دنیا خدشه دار نمی کند.
آقای کرد بعد از پخش سخنان شما در شورای اداری خاش همه جامعه فرهنگی و دانش آموزان از متهم شدن یک معلم به باج گیری از معدن طلا نگران شده اند و از شما به جد می خواهند، در یک اجتماع از فرهنگیان و دانش آموزان و اولیای دانش آموزان و حتی در برنامه زنده تلویزیونی، مستندات تان را در این مورد بی پرده افشا نمایید و در غیر اینصورت توضیح دهید کدام قانون و اخلاق انسانی به شما چنین اجازه ای داده است که شمشیر تهمت و افترا را از نیام قدرت بکشید و بر یک معلم مظلوم و بی دفاع بتازید.
آقای علی کرد من به خاطر اینکه افکار عمومی بداند که هنوز همان معلم ساده هستم از شما می خواهم که؛ "پرده را پاره کنید" و بر فراز تفتان بانگ بر آرید که؛ آهای مردم تفتان، استان و ایران، آن «کریم بخش کردی تمندانی» که خود را مدافع حقوق مردم و محیط زیست تفتان می نامید و فریاد او گوش فلک را کر کرده بود، بر اساس مستنداتی که شما در اختیار دارید یک باجگیر بیش نبوده و چون شرکت طلای تفتان باج او را نداده است، نقاب دفاع از تفتان و محیط زیست را بر چهره زده است.
آقای کرد کاش باور می داشتید که؛ روزی ما در پیشگاه خداوند حاضر می شویم و شما دیگر در قدرت نیستید و او می داند که آیا معلم باجگیر بوده است یا شما تهمت زن و مفتری سیاسی؟ و از آن روز، از آن قضاوت و از آن قاضی اندکی واهمه داشته باشید.
ادامه دارد...

